احمد مجد الاسلام كرمانى

1

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

تاريخ انحطاط مجلس شوراى ملى ايران مقدمه رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي اگرچه تشريح مطلبى كه ما در اين مجلد از « كتاب سفرنامه كلات » بر عهده گرفته‌ايم در اين عصر بسيار مشگل است و حقيقتا دست به كار بزرگى زده‌ايم و كمتر ضرر او مخاطره جانى ، است چرا كه بسيار اتفاق افتاده كه در چنين اوقات براى تحرير يا تقرير يك سطر خانواده‌اى بباد فنا رفته و لا سيما امثال بنده كه در معرض خطر و طرف عداوت بسيارى از درباريان و اهل نفوذ امروزى واقع شده‌ام و مسلم است باندك بهانه ريشه‌ام را خواهند كند و بالاخره نوشتن اين تاريخ امروزه در حكم بازى كردن با افعى است و يا بپاى خود بمسلخ رفتن ، اما دو چيز مرا باداى اين تكليف مجبور نموده اول حس انسانيت و وظيفه انسانيت دوم شدت بطالت و بيكارى ، چه هرقدر تا چند روز پيش گرفتار مشاغل كثيره بودم و آنى فراغت نداشتم امروز بيكار صرف هستم و بقدرى اندوهناك هستم كه اگر خودم را بكارى مشغول نسازم حتما مدقوق يا ديوانه خواهم شد و جهت بيكارى خودم را عما قريب توضيح خواهم كرد و با آنكه در اين كار احتمال بسى مخاطرات ميدهيم فقط بيك اميدوارى شروع ميكنم و آن اين است كه شخص پادشاه را مايل به عدالت شناخته‌ام و يقين ميدانم در مقابل استبداد وزراء و امرا رأفت و عدالت